خرید بک لینک
 

ایوان دولان

ترجمه: دکتر سعید قره آغاجی

 درمان متمرکز بر راه حل که درمان کوتاه مدت متمرکز بر راه حل نیز نامیده می شود، دردهه ی 1970 توسط استیو دی شزر[1] (1940-2005) و اینسو کیم برگ[2] (1934-2007) ارائه شده است. همان طور که از نام رویکرد درمانی متمرکز بر راه حل پیداست، آن بیش از مسئله و گذشته ی مراجع، بر راه حل، اهداف و آینده گرایش دارد.

مفاهیم اصلی

فرایند درمان، در واقع نوعی گفتگوی تخصصی بین مراجع و درمانگر است. هدف از این گفتگو، دستیابی به دیدگاه مراجع نسبت به راه حل مسئله می باشد. در ادامه به روش ها و سؤالاتی که می توانند به مشخص ساختن راه حل ها و وسایل دستیابی به آن ها کمک کند، اشاره خواهد شد.

نگاهی به راه حل های گذشته

درمانگران متمرکز بر راه حل دریافته اند که اکثر مردم در گذشته، مسائل بسیاری را حل کرده اند و احتمال دارد ایده هایی نیز برای حل مشکل فعلی داشته باشند. به منظور کمک به مراجعان جهت بررسی راه حل های بالقوه می توان سؤالاتی از این قبیل را مطرح نمود: «آیا زمان هایی بوده که این مشکل کم تر وجود داشته است؟» یا «شما (یا دیگران) در مواجهه با این مشکل چه کارهایی انجام داده اید که مفید بوده اند؟»

کشف و ارزیابی استثناها

حتی زمانی که مراجع راه حلی را از موقعیت های قبلی به یاد ندارد، تا بتواند آن را در شرایط کنونی به کار برد، اغلب می تواند نمونه هایی از موقعیت های استثنایی ذکر کند که انتظار می رفته مشکل در آن ها رخ دهد ولی چنین نشده است. تفاوت بین راه حل های گذشته و استثناها کوچک ولی حایز اهمیت می باشد. راه حل قبلی، رویکردی است که فرد یا خانواده آن را به کار می گرفته و اثربخش بوده اما شاید تداوم نیافته است؛ اما شرایط استثنا که مشکل در آن رخ نداده، اغلب بدون آگاهی و هوشیاری ایجاد گشته است. درمانگر متمرکز بر راه حل با طرح سؤالاتی در صدد بررسی تفاوت بین موقعیت هایی که مشکل در آن ها رخ داده و موقعیت هایی استثنا که مشکل در آن ها رخ نداده است، برمی آید: «در موقعیت هایی که در آن ها مشکل مشاهده نشده است، چه تفاوتی دیده می شود؟»

تمرکز بر زمان حال و آینده

سؤالات درمانگرِ متمرکز بر راه حل، معمولاً مربوط به زمان حال و آینده است. این تمرکز به دلیل گرایش به این باور بنیادی است که مشکلات زمانی بهتر حل می شوند که بر روش های مؤثر کنونی تأکید شود و توجه بیش از حد به عوامل به وجود آورنده ی آن ها در گذشته در صورت نپرداختن به وضعیت کنونی چندان اثربخش نیست. برای مثال ممکن است درمانگر از مراجع بپرسد: «شما می خواهید در طی هفته ی آینده چه کارهایی انجام دهید تا روند پیشرفت کنونی تداوم یابد؟»

ترغیب کردن

ترغیب و تشویق کردن مراجع یک بخش اساسی دیگر در درمان متمرکز بر راه حل است. از این طریق مراجع درمی یابد که قبلاً نیز توانسته است مشکلاتی را حل کند و مشکل کنونی را نیز با وجود دشواری آن تا حدی مدیریت نموده است. برای مثال شاید درمانگر این سؤال را مطرح سازد: «شما چگونه توانستید این کار را انجام دهید؟» مراجع در پاسخ به این نوع سؤالات، نسبت به عملکرد خود امیدوارتر می شود.

دعوت مراجع برای انجام دادن فعالیتی فراتر از روند گذشته

پس از این که درمانگر توانست به وسیله ی ترغیب نمودنِ مراجع، چارچوب مثبتی برای ارزیابی موقعیت ایجاد کند، به تدریج از مراجع می خواهد تا علاوه بر راه حل های گذشته و بررسی استثناها، گزینه های دیگری را هم بیازماید.

سؤال جادویی

این روشِ غیرمعمول، یک ابزار نیرومند برای ایجاد زمینه جهت انجام مراحل اولیه ی راه حل است. از طریق ارائه ی این سؤال به مراجع کمک می شود تا بتواند تغییرات کوچک و واقع بینانه ای که می تواند از روز بعد شاهد آن باشد را توصیف نماید. برای مثال یک مراجع زن در معرض خودکشی با یک شوهر معتاد و چهار کودک نافرمان را در نظر بگیرید:

درمانگر: من می خواهم یک سؤال از شما بپرسم. این سؤال کمی عجیب است و نیاز به نیروی تخیل دارد. آیا خواهید توانست آن را تصور کنید؟

مراجع: فکر می کنم بتوانم. حداکثر تلاشم را می کنم.

درمانگر: خوب، سؤالِ عجیب این است. بعد از جلسه ی مشاوره شما به خانه می روید و کارهای روزانه ی خود را انجام می دهید و شب به رختخواب می روید. همه ی اعضای خانواده می خوابند و سکوت حکمفرما می شود. در نیمه های شب، معجزه ای رخ می دهد و مشکل شما به کلی حل می شود؛ اما چون شما به هنگام معجزه در خواب بوده اید، هیچ کدام در آن لحظه متوجه آن نمی شوید. اکنون صبح شده و شما کم کم از خواب بیدار می شوید. اولین نکته ی کوچک و متفاوتی که توجه شما را برمی انگیزد تا بفهمید معجزه ای رخ داده و مشکل شما حل شده، چیست؟ چگونه این معجزه را کشف خواهید کرد؟

مراجع: فکر می کنم اولین اتفاق این خواهد بود که بعد از بیدار شدن، از رختخواب برمی خیزم و به جای کشیدن پتو روی سرم، فعالیت های روزانه ام را شروع می کنم.

درمانگر: خیلی خوب، روز را آغاز نمودید. اولین کاری که معمولاً انجام نمی دهید ولی در صورت حل شدن مشکل آن را انجام خواهید داد، چیست؟

مراجع: شاید به جای این که طبق معمول سرِ بچه ها داد بزنم، با صدایی شادمان به آن ها «صبح بخیر» می گویم.

درمانگر: فکر می کنی بچه ها با شنیدن صدای «صبح بخیر» شاد شما چه واکنشی از خود نشان می دهند؟

مراجع: اول از این که من با شادی آن ها صبح بخیر می گویم، تعجب خواهند کرد و سپس احساس آرامش خواهند نمود.

سؤال جادویی طولانی ترین پرسش و پاسخ بین درمانگر و مراجع است. با توصیف شرایط و موقعیت پس از معجزه، مراجع می تواند اجزای کوچک این معجزه (که استثنا نامیده می شوند) را دریابد و این تجاربِ فراموش شده را در موقعیت واقعی به کار گیرد.

سؤال های مقیاس بندی

سؤال های مقیاس بندی را می توان زمانی به کار برد که فرصت کافی برای طرح سؤال جادویی وجود ندارد. مراجع به واسطه ی سؤال های مقیاس بندی می تواند شرایط را ارزیابی نموده و پیشرفت در حل مشکل را در مقیاس 10-0 مشخص سازد. یک زوج را در نظر بگیرید که اظهار می دارند 20 سال قبل با هم ازدواج نموده اند و 10 سال اخیر را با عدم تفاهم و جدل گذرانده اند و دیگر نمی توانند این وضعیت را ادامه دهند.

درمانگر: شما خودتان بهتر از هر کس دیگری با شرایط زندگی خودتان آشنا هستید. بنابراین من سؤالم را این گونه مطرح می کنم: مقیاس 1 تا 10 را در نظر بگیرید. در این مقیاس 10 به معنی تفاهم کامل و یک به معنی تضاد و عدم تفاهم کامل خواهد بود. خوب، در این صورت به زندگی زناشوییِ خود، چه نمره ای می دهید؟ (پس از یک مکث مختصر، ابتدا شوهر شروع به صحبت می کند).

شوهر: من به زندگی مشترک مان نمره 7 می دهم (زن با شنیدن این جمله ی شوهر جا می خورد و رویش را برمی گرداند).

درمانگر: (خطاب به زن) شما چطور؟ شما چه نمره ای به زندگی مشترک خود می دهید؟

زن: (مدتی طولانی سکوت می کند) من نمره ی 1/1 به این زندگی می دهم.

درمانگر: (با تعجب) خوب، چه چیزی باعث شده نمره ی شما اعشاری باشد؟

زن: فکر می کنم به همین دلیل است که این جا هستیم.

سؤالات مقابله ای

این سؤال یک ابزار نیرومند برای یادآوری این نکته است که همه ی مراجعان حتی در شرایط دشوار و طاقت فرسا نیز درگیر فعالیت های مفید و سازنده می شوند. در عین وجود مشکل، بسیاری از مراجعان صبح از خواب برمی خیزند، صبحانه ی فرزندشان را آماده می کنند، سرِکار می روند و فعالیت هایی انجام می دهند که مستلزم صرف انرژی قابل ملاحظه ای است. طرح سؤالات مقابله ای از قبیل «چگونه توانستید آن وضعیت را مدیریت کنید؟» یا «چگونه از بدتر شدن شرایط پیشگیری نمودید؟» می تواند چشم انداز متفاوتی از تاب آوری و اراده ی مراجعان ارائه دهد.

یافته های پژوهشی

اگرچه مبانی درمان متمرکز بر راه حل مبتنی بر تجارب بالینی بوده و به شکل استقرایی تدوین شده است؛ یافته های پژوهش های آزمایشی کنترل شده نیز حاکی از اثربخشی آن هستند. با این حال، انجام تحقیقات بیش تر در موقعیت های مختلف، مراجعان متعلق به سنین متفاوت و در خصوص مشکلات متنوع، می تواند کارایی این رویکرد درمانی را بهتر نشان دهد و درمانگران را در ارائه ی خدمات مؤثرتر به مراجعان یاری دهد.

 

منابع پیشنهادی برای مطالعه ی بیش تر

Berg, I.K. & Dolan, Y. (2001). Tales of solution: A collection of hope inspiring stories. New York:  W.W. Norton.

Berg, I. K., & de Shazer, S. (1993).  Making numbers talk: Language in therapy. In S. Friedman (Ed.), The new language of change: Constructive collaboration in psychotherapy. New York: Guilford.

De Jong, P., & Berg, I.K.(2007).  Interviewing for solutions (3rd Edition).  Brooks/Cole: Pacific Grove.

De Shazer, S. (1984).  The death of resistance.  Family Process, 23, 79-93.

De Shazer, S. & Dolan, Y. with Korman, H , Trepper, T. S., McCollom, E., Berg, I. K. (2007). More Than Miracles: The State of the Art of Solution-focused Brief Therapy. Binghamtom, N.Y: Haworth Press.

Gingerich, W., & Eisengrat,   S.  (2000).  Solution-focused brief therapy: A review of the outcome research.  Family Process, 39, 477-498.

Lindforss, L. & Magnusson, D. (1997). Solution-focused therapy in prison.  Contemporary Family Therapy: An International Journal, 19, 89-1-3.

McGee, D., Del Vinto, A., & Bavelas, J. (2005).  An interactional model of questions as therapeutic interventions.  Journal of Marital and Family Therapy, 31, 371-384.



[1] . Steve de Shazer

[2] . Insoo Kim Berg

برچسب: نویسنده: کامران فدایی تاريخ: يکشنبه 24 تير 1397 ساعت: 13:21

صفحه بندی